راه های مبارزه با استرس امتحان

با این ۷ تیر به استرس امتحان شلیک کنید!


    
    
    
    
    
    
بیشتر نوجوانان در سال‌های درس و مدرسه، اضطراب امتحان را تجربه می‌کنند....    
    
در این شرایط فشار غیرمنطقی والدین هم می‌تواند با تشدید اضطراب نوجوان، او را در ورطه یک سیکل معیوب گرفتار کند. هر چند اضطراب به میزان جزیی قادر است افراد را به جلو هل بدهد و باعث پیشرفت و ترقی‌شان باشد، اما اضطراب مزمن از مخرب‌ترین احساسات بشری است که تمام توانایی و قدرت آدم را هدف می‌گیرد‌ و حتی روی قدرت سیستم ایمنی بدن هم تاثیر منفی دارد؛ تا حدی که افراد مضطرب، بیشتر از سایرین بیمار می‌شوند. طبق آمارهای علمی، دانش‌آموزان مضطرب بیشتر از سایر دانش‌آموزان سرما می‌خورند یا به بیماری‌های عفونی مبتلا می‌شوند. اما این مشکل هم مثل هر مشکل دیگری، راه حل دارد. این مطلب نگاهی می‌اندازد به ۷ توصیه کارشناسان برای کنترل اضطراب شب‌های امتحان. این ۷ توصیه را به مثابه ۷ تیری بدانید که با شلیک به استرس امتحان، اضطراب‌تان را رفع می‌کند.    
    
▪ تیر اول: برنامه‌ریزی    
    
بارها کارشناسان مختلف بر تهیه جدول زمان‌بندی برای روز قبل از امتحان تاکید کرده‌اند. اما کمتر دانش‌آموزی پیدا می‌شود که این مساله را جدی بگیرد. گذشته از مواردی که دانش‌آموز خواندن کل درس را به شب قبل از امتحان موکول می‌‌کند، مواردی هم هستند که مطالب درسی یاد گرفته شده‌. به دلیل زمان‌بندی غلط و دوره ناصحیح در ذهن به هم می‌ریزد و فرد نمی‌تواند در امتحان نمره خوبی بگیرد. در یک جدول زمان‌بندی صحیح باید دقت کافی به استراحت و تفریح هم داده شود.    
    
در چنین برنامه‌ای مواردی که باید روز قبل از امتحان دوره شوند، به دقت نوشته می‌شوند و سپس بر اساس شدت سختی مرتب می‌شوند. تنها در این صورت است که شما مدت زمان لازم را برای دوباره خوانی هر موضوع در نظر می‌گیرید و می‌توانید زمان‌بندی درستی را انجام دهید. حتی اگر مطلبی بسیار دشوار است و مدت بسیار طولانی برای یادگیری آن مورد نیاز است، می‌توانید از خواندن آن صرف‌نظر کنید و به جای آن مطالب دیگری را که آسان‌تر هستند دوباره خوانی کنید. با این روش احتمال پاسخ دادن به اکثر سوالات بخش‌های ساده بالاتر می‌رود و شما نمره بالاتری کسب خواهید کرد. بدون آنکه لازم باشد با اضطراب یادگیری و یادآوری نکته‌های دشوار دست و پنجه نرم کنید!    
    
▪ تیر دوم: استراحت    
    
در برنامه‌ریزی برای درس خواندن در روز قبل از امتحان باید فاصله‌های زمانی خاصی برای استراحت کردن در نظر گرفته شود. البته بهتر است فاصله این استراحت‌ها بر اساس سختی یا آسانی مطلب مورد مطالعه تنظیم شود. اما نکته مهم این است که استراحت کردن نباید با فعالیت‌ها پر سر و صدا همراه باشد. در واقع تماشای تلویزیون یا گوش دادن به موسیقی با صدای بلند به‌جای آرامش باعث حواس‌پرتی شما می‌شوند. استراحت‌هایی که برای روز قبل از امتحان در نظر گرفته می‌شوند باید هم برای ذهن و هم برای جسم ‌موثر باشد. استراحت صحیح باعث می‌شود که تمرکز شما از دست نرود و در ضمن خستگی خود به عاملی برای تشدید اضطراب‌تان تبدیل نشود.    
    
▪ تیر سوم: خواب‌ راحت    
    
۷ ساعت خواب کامل برای فعالیت مناسب بدن امری حیاتی است. در واقع مهم نیست چه ساعتی می‌خوابید یا چه ساعتی از خواب بیدار می‌شوید. مهم این است که وقتی می‌خواهید مطالب درسی را دوره کنید کاملا هوشیار باشید و تمرکز کافی داشته باشید. سعی کنید یک ساعت قبل از به بستر رفتن دیگر مطالعه نکنید. در ضمن بهتر است به عضلات خود هم استراحت بدهید و فعالیت بدنی شدید هم نکنید. داشتن خواب کافی یکی از مهم‌ترین فاکتورها در کنترل اضطراب قبل از امتحان است.    
    
▪ تیر چهارم:تغذیه سالم    
    
غذاهای مملو از ویتامین و پروتئین همیشه بهترین انتخاب هستند. مصرف میوه و سبزیجات تازه ذهن را فعال نگه می‌دارد و همین مساله باعث یادگیری بهتر و کاهش اضطراب می‌شود. در ضمن بهتر است دور قهوه، چای و نوشابه‌های گازدار را هم خط بکشید. کافئین موجود در این نوشیدنی‌ها شما را بیدار نگه می‌دارد ولی قدرت به خاطر آوردن مطالب را از شما می‌گیرند.    
    
▪ تیر پنجم: تمرکز فکری    
    
روز قبل از امتحان هر چیز را که باعث حواس‌پرتی می‌شود کاملا کنار بگذارید. توجه به هر اتفاق بزرگی در اطراف باعث از بین رفتن تمرکز شما می‌شود. وقتی تمرکزی روی درس وجود ندارد اضطراب خود به خود به وجود می‌آید.    
    
▪ تیر ششم: مثبت‌اندیشی    
    
وقت خود را با افرادی بگذرانید که به شما روحیه می‌دهند یا به قولی انرژی مثبتی به شما می‌دهند. اصولا هر وقت فکری منفی به سراغ شما آمد فورا همان فکر را به شکل مثبت تغییر دهید و با صدای بلند برای خود تکرار کنید. مثلا ممکن است فکرکنید: همه بچه‌ها یک دور کامل درس را خوانده‌اند و به آن مسلط هستند اما من هنوز با کتاب سر و کله می‌زنم. اگر چنین فکری به سراغ‌تان آمد بلافاصله با صدایی رسا بگویید: «من قبلا هم چنین امتحان‌هایی داده‌ام و اکثر مواقع هم نمره خوبی گرفته‌ام.»    
    
▪ تیر هفتم: آرامش    
    
قبل از دوره کردن هر مطلب جدید نفس عمیق بکشید و سعی کنید ذهن خود را از هر فکر دیگری پاک کنید. در ضمن در پایان جدول زمان‌بندی که برای خود تهیه کرده‌اید زمانی را برای قدم زدن در هوای آزاد در نظر بگیرید. این کار باعث می‌شود قبل از امتحان فردا احساس آرامش عمیقی به شما دست دهد.    
    

یه وصیتنامه ی جالب...


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است ، قرار می گیرد  و  آدم هایی که  سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا  خواهد رسید که دکتر بگوید  مغز من از کار افتاده است و  به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی ، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه ، زندگیم  را  به من بر گردانید و این را بستر مرگ من ندانید . بگذارید آن را بستر زندگی بنامم . بگذارید جسمم  به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند  و  کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که  زندگیش  به  ماشینی بستگی دارد که  هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید ، سلول هایم را اگر لازم شد ، بردارید  و  بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با  صدای دو رگه فریاد بزند  و  دخترک  ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم ، ضعفهایم  و  تعصباتم  نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند ...



منبع : میکده ی ریاضی

حل مسئله ریاضی

حل مساله‌های ریاضی توصیه‌های ترنس تائو



پافشاری بر تلاش برای فهمیدن اینکه مساله چگونه حل می‌شود ارزش دارد، نه اینکه هدفمان تنها گرفتن نمره‌ای خوب باشد.

 

 

 

حل مساله‌های ریاضی

 

 

 

ترنس تائو نامی است آشنا برای دوست‌داران ریاضیات و علاقه‌مندان به شرکت در المپیاد ریاضی. دلیل شهرتش بیشتر به این خاطر است که جوان‌ترین برنده‌ی المپیاد بین‌المللی ریاضیات است: او در 10 سالگی در المپیاد بین‌المللی ریاضیات شرکت کرد و توانست مدال برنز را از آن خود کند، همچنین سال بعد صاحب مدال نقره شد و پس از آن و در حالی که هنوز 14 سالش تمام نشده بود موفق به کسب مدال طلای المپیاد بین‎المللی ریاضیات شد. دلیل دیگر شهرت زیاد تائو، کسب مدال فیلدز است که مهم‌ترین جایزه‌ی است که هر چهار سال یک بار به ‌ریاضی‌دانان جوان اهدا می‌شود. تائو که اکنون استاد دانشگاه UCLA آمریکاست، علاوه بر اینکه در شاخه‌های مختلفی از ریاضیات مشغول تحقیق و پژوهش است و مقاله می‌نویسد، دست به قلمش در حوزه‌های غیر تخصصی ریاضی نیز خوب است. او یک وب‌لاگ دارد که پر است از مطلب‌های مختلف، برای همه‌ی سنین! بخشی از وب‌لاگ او مشاوره‌ها و توصیه‌هایش است، که برای مرحله‌های مختلف تحصیل در ریاضیات نوشته است، از ابتدایی تا پسادکتری. آنچه که در اینجا می‌خوانید بخشی از توصیه‌های تائو است که برای دانش‌آموزان، چه آنهایی که می‌خواهند در المپیاد شرکت کنند و چه آنهایی که نمی‌خواهند، مفید است. نگارش تائو در وب‌لاگش کمی خودمانی است و این کار ترجمه را اندکی دشوار کرده، با این حال تلاش شده است که مراد و منظور نویسنده درست به زبان فارسی برگردانده شود.


هر حقیقتی که کشف کرده‌ام به صورت قانونی در آمده است که در کشف حقایق دیگر به‌کار می‌آید. (رنه دکارت)


حل مساله، از حل تکلیف‌های مدرسه گرفته تا مساله‌های حل نشده، یقینا یکی از جنبه‌های مهم ریاضیات است، البته جنبه‌های مهم دیگری نیز هستند. در آینده و در دوره‌ای که به پژوهش و تحقیق خواهید پرداخت، خواهید فهمید که مساله‌ها اساسا با استفاده از دانش‌تان در حوزه اصلیتان و سایر حوزه‌ها، تجربه، حوصله و تلاش بسیار حل می‎شوند؛ با این حال برای حل مساله‌هایی که عموما در مدرسه یا مسابقه‌های ریاضی دیده‎اید، کمی باید با مهارت‎های حل مساله آشنا باشید. من درباره‌ی این موضوع کتاب «چگونه مساله‌های ریاضی را حل کنیم» را نوشته‎ام. به طور خاص در فصل اول این کتاب استراتژی‌های کلی حل مساله توضیح داده شده است. البته کتاب‌های حل مساله‌ی دیگری هم وجود دارد، مانند کتاب کلاسیک پولیا، «چگونه حلش کنم؟»، که خود من آن را در زمانی که در المپیادهای ریاضی شرکت می‌کردم مطالعه کرده‌ام.


حل تکلیف‌ها و مساله‌های ریاضی، مولفه‌ی مهمی در یادگیری واقعی یک موضوع ریاضی است – که به شما نشان می‌دهد می‌توانید به‌جای حرف زدن دست به کار شوید، و به‌طور خاص ضعف‌های خود را در هر موردی بشناسید. چیزی که ارزش دارد، پافشاری و تلاش برای فهمیدن این است که مساله چگونه حل می‌شود، نه اینکه هدفمان تنها گرفتن نمره‌ای خوب باشد. اگر حل تکلیف‌ها و مساله‌هایی که حل نشده‌اند برای شما دشوار است، به احتمال زیاد در ادامه‌ی درس یا درس‌های بعدی با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو خواهید شد.

 

من دریافته‌ام که «بازی کردن» با مساله، حتی پس از حل آن، برای فهم مکانیسم اساسی حل آن بسیار سودمند است. به‌عنوان مثال شما می‌توانید برخی از شرط‌‎های مساله را حذف کنید و تلاش کنید مساله‌ای دشوارتر را حل کنید. مطلب سوال‌های بچه‌گانه بپرس را بخوانید.


به‌علاوه خوب است به یاد داشته باشید که دست‌یابی به راه‌حل تنها هدف کوچکی از حل یک مساله است. هدف بزرگ در حل یک مساله فهم بیشتر موضوع است. یک قاعده‌ی سرانگشتی این است که اگر نتوانستید راه‎حل مساله را به‌طور دقیق و کامل برای هم‌کلاسی خود توضیح دهید، بدانید که خود شما هم راه‌حل کامل و دقیق آن را فرانگرفته‎اید، و شما باید بیشتر در مورد مساله بیاندیشید (می‌توانید  بی‌خیال راه‌حل شوید و مساله را دوباره حل کنید).

محاسبه عجیب ریاضیات






محاسبه عجيب:

از پدری پرسيدند: آيا درست است که می گويند:(زمانی فرا خواهد رسيد که پسرها بزرگتر ازپدرشان خواهند شد؟)گفت:اتفاقا اين موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
البته کاری به استعداد ونبوغ شان ندارم.منظور من سن وسال آنهاست.....
پرسيدند:به چه دليل؟
گفت:به اين دليل که برايتان شرح خواهم داد.
وقتی پسرم متولدشد من۳۰ سال داشتم.يعنی ۳۰ برابر او سن داشتم.
وقتی ۲ ساله شدمن۳۲ سال داشتم.يعنی۱۶ برابراوسن داشتم.
وقتی۳ ساله شدمن۳۳ سال داشتم.يعنی۱۱ برابر او سن داشتم.
وقتی۵ ساله شدمن۳۵ سال داشتم.يعنی۷ برابر او سن داشتم.
وقتی۶ ساله شدمن۳۶ سال داشتم.يعنی۶ برابر او سن داشتم.
وقتی۱۰ ساله شدمن۴۰ سال داشتم.يعنی۴ برابر او سن داشتم.
وقتی۱۵ ساله شدمن۴۵ سال داشتم.يعنی۳ برابراو سن داشتم.
حالا او۳۰ ساله شده است ومن۶۰ سال دارم يعنی ۲ برابر اوسن دارم.
می ترسم اگر اوضاع به همين منوال پيش رود او به زودی ازمن جلو بزند و اوپدر من يشود و من پسر اوبشوم.

امتحان ریاضی

 

به این دانش اموز میگن نابغه ریاضی

دست ریاضیدان ها رو از پشت بسته

شعبده بازی با ریاضیات

 

 شعبده ی(۱)

در این جا ما می خواهیم با استفاده از چند عمل جمع و ضرب ساده یک غیب گویی انجام دهیم.

شرح کار:
با دوستان خود دور یک میز بنشینید ،۵ جسم را روی میز قرار دهید به طوری که تعداد حرف های  تشکیل دهنده ی جسم ها از ۹ حرف بیش تر نبوده و هیچ کدام با هم مساوی نباشند.مانند کاغذ که ۴حرفی است و خود نویس که ۷ حرفی است.
حال از یکی از دوستانتان بخواهید که یکی از ۵ جسم را در ذهن خود انتخاب کند و به شما نگوید.حال شما با توجه به دستوراتی که به او می دهید، می توانید بگویید که وی چه جسمی را انتخاب کرده است .

نحوه ی عمل:

۱- تعداد حرف های  جسم را در عدد ۵ ضرب کند.
۲- به این حاصل ضرب عدد ۳ را اضافه کند.
۳- حاصل جمع به دست آمده را در عدد ۲ ضرب کند.
۴- به حاصل ضرب به دست آمده رقم دلخواهی (از ۱ تا ۹) اضافه کند.
۵- نتیجه را به شما بگوید،تا شما به طور غیبی بگویید که او کدام جسم را انتخاب کرده است و چه رقم دلخواهی را(در مرحله ی ۴) به آن اضافه کرده است .

 

پیش گویی غیبی:

شما در این مرحله باید یک سری کارهایی را در ذهن خود انجام دهید تا بتوانید آن جسم را حدس بزنید.
- از دوستتان بخواهید عدد نهایی را به شما گزارش کند.بدون شک این عدد،۲ رقمی است.
- از این عدد به طور ذهنی ، عدد ۶ را کم کنید.
- رقم دهگان عدد حاصل ،تعداد حرف های جسم مفروض و در نتیجه خود جسم را گزارش می دهد.(چون تعداد حرف های هیچ دو جسمی با هم یکسان نبودند.)
- رقم یکان عدد حاصل ،عدد دلخواه اضافه شده به این محاسبات را (در مرحله ی ۴)معین می کند.

شما با این بازی ریاضی،پیش گویی غیبی و شعبده بازی یاد گرفته اید.

شعبده ی(۲)

چند سال سن دارید : سن خودرا به ماشین حساب بدهید سپس آنرا در 7 ضرب کنید حاصلضرب را نیز در 1443 ضرب نمایید با کمال تعجب خواهید دید سن شما سه بار تکرار شده است .

شعبده ی(۳)

آیا می توانید چند جمله ای را که در ذهن دوستتان می گذرد حدس بزنید ؟

از او بخواهید تا چند جمله ای با ضرایب مثبت در نظر بگیرد ؛ شما فقط با خواستن دو مقدار از این چند جمله ای آن را به درستی حدس خواهید زد !

اما چه سوال هایی باید بپرسید ؟

چه ترفند ریاضی در این کار نهفته است ؟

در واقع ترفند ریاضی آسانی در این معما قرار دارد ، کافی است شما با درس مبنا آشنا باشید .

به عنوان اولین سوال شما باید مجموع ضرایب را داشته باشید . کافی است مقدار ( 1)P را بپرسید . به عنوان مثال اگر  P=2x2+3x+1 پس  ( 1)P برابر 6 خواهد بود که نشانگر مجموع ضرایب است .

خوب ، اگر مجموع ضرایب کوچکتر از 10 بود ، به عنوان مثال

P=2x2+3x+1

شما به راحتی می توانید با پرسیدن فقط یک سوال ، چند جمله مورد نظر را به دست آورید .کافی است مقدار P: 10 را بخواهید

P(10)=2*100+3*10+1=231

عدد 231 ضرایب چند جمله ای را نشان خواهد داد . دو صدتایی ، سه ده تایی و 1 یکی

اما اگر مجموع ضرایب بزرگتر از ده بود چطور ؟

فرض کنیم P(1)=a حال باید مقدار چند جمله ای را به ازای عددی بخواهیم که از تمام ضرایب بزرگتر باشد این عدد a+1 خواهد بود پس مقدار (P(a+1 را درخواست می کنیم . عدد ی به دست آمده را به مبنای a+1 می بریم تا ضرایب معادله به دست آید . از این روش می توان به عنوان روش کلی برای مرحله قبل هم استفاده کرد  .

به عنوان مثال :

P(x)= 4x2+4x+3

P(1)=4+4+3=11

P(11+1)=P(12)= 4*144+ 4*12+3=627

627=(443)12

همانطور که می بینید اعداد 4 و 4 و 3 به ترتیب ضرایب چند جمله ای خواهند بود و چند جمله ما عبارت است از:

P(x)= 4x2+4x+3

در واقع بسته بندی های اعداد این بار در واحد هایی بزرگتر از پایه 10 انجام می شود  .

برای مشاهده ی بقیه ی ترفند های ریاضی به ادامه ی مطلب کلیک کنید.

شعر  ریاضی

  این گسسته رشته ی مغزم گسست

با گرافش باز قلبم را شکست

تا معلم درس را تدریس کرد

صحبت جنگ من و ماتریس کرد

روی تخته می کشید او یک درخت

شاخ و برگش داد و خیلی گشت سخت

سینه خواهم شرحه شرحه پرشکاف

 تا بگویم شرح درد این گراف

باز هم بشکست در دستم قلم

بس کشیدم من گراف منتظم

با گرافش مغز را مختل کند

با درختش دفترم جنگل کند

صبح ها درگیر با «همیلتن» ام

ظهرها، هم صحبت «پترسن» ام

گوئیا من هرچه زاری می کنم

این درختش آبیاری می کنم

روی قلبم غصه ای افتاده بود

کاش می شد هر گرافی ساده بود

تا نظر بر روی ما استاد کرد

صحبت از تئوری اعداد کرد

کاش روحم لحظه ای آرام بود

راحت از دعوای با ارقام بود

گرچه درسش باسوادم می کند

گوئیا هر لحظه عادم می کند

کاش می شد درد را فریاد کرد

شکوه از تقسیم و از اعداد کرد

تا که هر مسأله را حل می کنیم

شکوه از اعداد اول می کنیم

آه دیگر مغزها گشته ملول

زین ریاضی و از این اصل شمول

از قضیه ها و از اثبات آن

زاحتمال و بحث ترکیبات آن

هر زمان می پرسم از خود این سؤال

تا به کی باید بخوانم احتمال

روز و شب درس حساب و امتحان

این گسسته کرد ما را نیمه جان

نیمه شب ها باز از کابوس درس

خواب بر چشمم نمی آید ز ترس

این گسسته روز و شب عادم کند

بس که شیرین است فرهادم کند!!

نامه ی یکریاضی دانان به دوستش

نامه یک ریاضیدان به دوستش

نامه یک ریاضیدان به دوستش

به نام او که عالم را بر اساس « حساب » و « هندسه » آفرید . آری به نام او که همه چیز دنیا را بر اساس حساب استوار کرد و بر پایه هندسه نظم بخشید .

دوست خوبم  سلام !

امیداورم روزهای زندگی ات سرشار از تلاشهای مثبت و منطق بر خط راست در جهت رسیدن به خدای یگانه باشد .

دوست خوبم !

جریان اندیشه های زلال سرزمین فکر ما را آبیاری و سر سبز می کند ، پس چه نیک است سر گذرگاه جریان اندیشه های خویش بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم اگر دو ضلع زندگی« امید » و« عمل » باشد زاویه زندگی به لطف خدا همواره « منفرجه » است .

بدان که« امید » را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد و« عمل » همان تلاش های مثبت اوست که او را به مقصد می رساند .

دوست خوبم !

اگر« حساب عمرمان » را داشته باشیم « آدم حسابی » می شویم . بنابراین از حساب امور زند گی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است .

دوست خوبم !

اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر ، که موجب پیشرفت او می شوند تامین می کند .

دوست خوبم !

چه زیباست دررفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم ، بدی ها را تفریق نماییم ، شادی ها را ضرب نماییم ، غم ها را تقسیم نموده ، از نفرت ها جذر بگیریم و محبت ها را به توان برسانیم .

هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم و راست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره براساس اصل مثبتی پایدار بماند : اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن در هراس بیافتد .

دوست خوبم !

در زندگی خودآزادگی پیشه کن و فراموش نکن ؛آنانکه دل به « عرض » یک صندلی بسته اند در« طول » زندگی اسیر بوده اند .

دوست خوبم !
در انتخاب دوستان و همنشینا نت دقت کن و همیشه آنان را از میان دانایان و خردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر چونانکه خط راست بر خط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست .

دوست خوبم !

با معادله زیبای زندگی سعی بر آن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتx وy ها شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی .

چون هرم بلند همت و چون مخروط عالی نهمت باشید .

نور حق و شعاع پرتو جمال محمد «ص» در کانون قلبتان همرس باد .

«  دوستدار تو ریاضیدان  »


منبع وبلاگ :

http://math264.blogfa.com/

معمای اشیای عتیقه

معمای اشیای عتیقه

 

پنج خانم خانه دار اهل استوربری در یک نمایشگاه اشیای عتیقه که در شهرشان برپا شده بود شرکت کردند و هر کدام یک شیی قیمتی قدیمی خود را به یکی از خریداران اشیای عتیقه فروختند. آیا می توانید با بررسی سرنخ های زیر معلوم کنید هر یک از خانم ها چه چیزی فروخت، آن شیی از چه کسی به آن ها رسیده بود و چه مبلغی بابت فروش آنها دریافت کردند.

 

فروشندگان اشیا : {آنیتا بروک ، داون ادیسون ، ژانیس کین ، نانسی اوگدون ، سو توییدی}

 

اشیای قیمتی : {یک دست برس ، فندک ، مدال ، قلم ، ساعت}

 

مالکین اصلی : {پسر عمو ، پدر ، پدربزرگ ، مادر ، عمو}

 

قیمت ها : {10 پوند ، 15 پوند ، 20 پوند ، 25 پوند ، 30 پوند}

 

سر نخ ها :

 

1 - قیمت شیی عتیقه ای که ژانیس کین فروخت 10 پوند کمتر از قیمت چیزی بود که

 

یکی از همسایگانش از عموی خود به ارث برده بود.

 

2 - مبلغی که آنیتا بروک بابت فروش یک قلم با ارزش گیرش آمد، کمتر از مبلغی بود

 

که نصیب نانسی اوگدون شد.

 

3 - فندک حکاکی شده پنج پوند کمتر از یک دست برس به فروش رسید.

 

4 - یکی از خانم ها ساعتی فروخت که از پدربزرگش به او رسیده بود.

 

5 - شیی که توسط یک پدر به دخترش رسید، به مبلغ پنج پوند بیشتر از مبلغی که داون

 

ادیسون گیرش آمد فروخته شد.

 

6 - چیزی که به مبلغ 20 پوند فروخته شد، متعلق به مادر یکی از خانم ها بوده است.

 

7 - سو توییدی از این که 15 پوند بابت فروش چیزی که همراهش بود، به دست

 

آورد خوشحال بود.

 



جواب در ادامه مطلب


نظر فراموش نشود لطفا

ادامه نوشته